سختی تغییر! - تاریخ: 1398/2/15 ساعت: 5:30
دیگه روزهای خوابگاه داره تموم میشه و ماه آخریه که اینجا هستم.تو این مدت 2 سال و خورده ای که اینجا بودم بهترین خاطرات عمرم رو رقم زدم. لحظات سخت و پر استرسی مثل زمان امتحان ها، شب نخوابی های پایان نامه
فصل پاییز فصل عاشقی - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
بعد از سالها دوباره دلم لرزید خدارحم کند. غزاله جان تو زيباترين و با شخصيت ترين دختري بودي كه در زندگيم ديدم از صميم قلب دوستت دارم. اي كاش ميتونستم به جاي تايپ اين جملات تو اين خلوتگاه، مستقيم تو چشماي زيبات نگاه كنم و احساسم رو بگم. دوست دارت رامين
کار تحقیقاتی و علمی - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
زمانی که کار تحقیقاتی و علمی انجام میدم حس میکنم شخصیت مفیدی دارم و دنبال خدمت کردن به جامعه و مردم هستم. برای یک ناظر بیرونی ممکنه از دور کسی رو مشاهده کنید که ساعت ها چشم هاش به گوشه ای خیره شده و غ
سخت ترین روزها - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
از یک طرف پایان نامه و طرف دیگر شرکت، واقعا سخت ترین روزهای عمرم رو دارم تجربه میکنم. خدایا کمک کن. زیرزمین خوابگاه میرشفیعی/مرخصی/پایان نامه/گوشی خاموش/مدیر بی مدیر
از گلوی من دستاتو بردار، از گلوی من! - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
دوست دارم روزی که پایان نامه رو دفاع کردم بیام و این پست رو بخونم و به خودم بگم ببین رامین داشتی الکی استرس چی رو تحمل میکردی. استاد اعظم برگشته بهم میگه ما برند دانشگاهی هستیم. خواستم بهش بگم اون روزی که از مدیر گروه عزیزتون انتقاد میکردیم و 12 میداد شما کجا بودی. هییییی. مهم نیس..... من به روزی که...
شب نوشته - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
الان كه دارم اين متن رو مينويسم، احساس گرفتگي تو گلوم دارم. اون خبر بد از يه طرف پايان نامه از طرف ديگه و تنهايي، دارن گلوم رو ميفشارن. نوشتن تو اينجا آرومم ميكنه
تمدید شد! - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
امروز بعد از کلی دوندگی بالاخره تونستم 15 روز دیگه برای دفاع وقت بگیرم. امیدوارم رها بشم ازین درد شاید یه روز اومدم اینجا و به این پست و دغدغه های نویسندش خندیدم، نمیدونم. فعالیت همزمان در صنعت و دانشگاه واقعا فرسایشیت. #زیرزمین_همیشگی #نزدیک_دفاع #خداحافظ_میرشفیعی
اوووف... بالاخره فشار کمتر شد - تاریخ: 1397/11/15 ساعت: 20:32
بالاخره نسخه نهایی رو به داورا تحویل دادم، امیدوارم مشکل اساسی پیدا نکنن. خیلی خوشحالم که تونستم جمعش کنم، حالا با خیال راحت میتونم به کار بپردازم.
درد و دل با خودم - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:45
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تابستان گرم، اقتصاد سرد! - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 5:45
امروز دقیقا 15 روزه که به محل کار جدید اومدم، و باز هم تهران رو از طبقه 10 یک برج تجاری نظاره میکنم. اما باید بگم که از این بالا قشنگ میشه حس کرد که تهرانم از وضع فعلی ناراحته، قشنگ غم رو تو چشم های شهر میشه دید. اون روزایی که از دانشگاه قبلیم(سمنان) میومد تهران فک میکردم دلار و پوله که داره جابجا م...
اولین پست - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 16:40
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
حس بد گیج شدن - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 16:40
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
دل نوشته های سمنان - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 16:40
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
كنسرت مازيار - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 16:40
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
شروع تابستان - تاریخ: 1396/4/13 ساعت: 16:40
امتحان ها تموم شده و فعلا دارم استراحت میکنم تا یکم بازسازی بشم. احساس خاصی ندارم، فقط حس میکنم شرایط خوبی دارم در حال حاضر و خوشحالم که میتونم خودم رو پیشرفت بدم. ولی در روزهای آینده باید یه مسیر خوب انتخاب کنم تا بهترین نتیجه رو از این روزهای فراغت ببرم. + نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت ...